|
تنها تصویر است که میماند
|
||

گاهی اوقات با شرکت در جشنواره ها و فعالیت های هنری به نتیجه کاری که میکنیم چندان فکر نمی کنیم و فقط پیرو سیاست جشنواره و یا سایت و سازمان برگزار کننده خاص این گونه رقابت ها میشویم .امروزه با ازدیاد جشنواره ها کارتون و کاریکاتور در جهان ،سایت ها ،اشخاص و سازمانهایی نیز هستند که در این میان از شرکت کنندگان مشتاق خود به نوعی سوء استفاده میکنند.مطمئنا تمامی ما با انواع این جشنواره ها روبرو شده ایم وهر کداممان حداقل یک بار صابون اینگونه جشنواره ها به تنمان خورد ه است.
در سال معمولا بین 60تا80 جشنواره ثابت برگزار میشود که در بعضی از سالها هم شاهد برگزاری بیش از 150 جشنواره بین المللی و داخلی هستیم ولی از میان چند جشنواره هستند که متعهدانه به شرایط اعلام شده در فرم شرکت خود عمل میکنند؟
واقعا هیچ تضمینی برای رعایت حقوق شرکت کنندگان نیست. در واقع نبود یک سازمان ناظر بر فعالیت های جشنواره ها باعث هرج ومرج نسبی حاکم بر این جشنواره هامیشود .ما برای شناسایی و معرفی آثار تکراری جشنواره ها سایت راه اندازی میکنیم ولی برای نظارت دقیق بر عملکرد جشنواره ها هیچ فعالیتی نکرده ایم .واقعا روز بروز وضع بدتر و بدتر میشود و همچنان شاهد قانون شکنی این جشنواره ها هستیم.نفرستادن جایزه برندگان ،عدم چاپ کتاب جشنواره،عدم بازگشت آثار در صورت تعهد،وضع مفتضح وبسیار نازل برپایی نمایشگاه برخی از این جشنواره ها و بسیار ی از موارد دیگر که به وضوح رعایت نمیشود.با پیشرفت تکنولوژی و همه گیر شدن شبکه اینترنت در جهان امروز، راه را برای بر پایی جشنواره ها کارتون توسط افراد بعضا سود جو هموار کرده است،فقط کافی است مقداری از پس از انداز خود را خرج جوایز و ارسال لوح های برندگان جوایز جشنواره اش کند و وقتی را هم صرف طراحی و ارسال فرم شرکت جشنواره کند که آن هم امروزه از طریق اینترنت انجام میشود، البته داشتن یک پرینتر سایز اداری هم که امروزه در هر خانه ای یافت میشود هم لازم است،بالاخره باید لوح برندگان را پرینت کرد!بسیار کاریکاتوریست های را میشناسیم که با حداقل استعداد و جایگاه هنری با راه انداختن یک همچین جشنواره ای آن هم به اسم خود! سری کاذب در میان سر ها بر آورده اند!وقتی به سوابق و آثار این افراد نگاه میکنی هیچ چیز به جز چند داوری آن هم در جشنواره خودش نمیبینی !! وجود این عوامل به دنیا هنر کارتون ضربه های مهلک وارد کرده است. چه بسیار کارتونیست تازه کار و کم تجربه که با پر کردن سوابق کاری خود با جوایز این گونه جشنواره ها دیگرخدا را بنده نیستند،نکته اینجاست که در بسیاری از این موارد کارتونیست جوان متاسفانه متوجه آینده هنری خود نیست و این عوامل باعث میشود که هنرش در نطفه خفه گردد و با غرور کاذبی که او را فرا گرفته است، دیگر نصیحت و راهنمایی افراد با تجربه تر را نپذیردو همچنان در جهل مرکب خویش بماند! اینگونه افراد را درشهرهای کوچکتر بیشتر میتوان یافت .متاسفانه جو وفضای شهرستانها بستر مناسبتری برای رشد اینگونه موارد است ،چراکه در این گونه شهرها معمولا نشریات تخصصی را کمتر میابی واز طرفی هم افراد این گونه جوامع به دلیل نداشتن اطلاعات وشناخت کافی از هنر کارتون با تعریف تمجید ها ومجیز گویی ها باعت میشوند که این هنرمندان به مشکلاتی بر خورند.معمولا این تمجیدها از این هنرمندان کم تجربه قله های دست نیافتنی می سازد که حتی خود آن هنرمندان نیز از صعود این قله ها عاجز میمانند ،در این شرایط معمولا هنرمندان جوان ذکر شده تلاش بسیاری میکنند تا اندازه آن چیزی شوند که دیگران از آنها انتظار دارند ولی غالب آنها موفق به انجام این مهم نمی شوند و در یک چنین شرایطی دست به اعمالی میزنند که دور از هنر است و در نهایت سرخوردگی آنها را در پی دارد.کپی کاری یکی از آثار مخرب این عوامل است.من به چشم خویش بارها شاهد رشد کاذب و در نهایت زمین خوردن چنین افرادی بوده ام..باور کنید این تنها مواردی کوچک از تاثیرات مخرب عدم نظارت بر عملکرد جشنواره هاست که بر شمردم.من در اینجا از دوستان هنرمندم میخواهم که در این مورد نظرات خود را عنوان کرده تا به امید حق بتوانیم با همفکری یکدیگر از پس این مهم بر آییم.به عنوان پیشنهاد عرض میکنم که وجود و تاسیس یک گروه ویاسازمان ناظر که صرفا به فعالیت های جشنواره هارسیدگی کند الزامی ست . امتیاز و ستاره دادن به جشنواره ها یک تعارف است خود ما نیز میدانیم و دیده ایم که ستاره های بسیار آسمان برخی از این جشنواره ها هرگزسر پوشی بر تخطی و سهل انگاری آنان در برگزاری دقیق وزمان مند جشنواره شان نبوده است وباوجود اینهمه تبلیغات همگان شاهد خلف وعده این جشنواره های داخلی وخارجی بوده اند .دنیای کارتون امروز برای رشد وتعالی نیاز به همت و درایت بیشتری دارد.باید تعارفات و رو دربایستی ها را کنار گذاشت.

مدتی است که قصد دارم معرفی هنرمندان عرصه کارتون را در وبلاگم داشته باشم .اینبار با یکی از هنرمندان روسیه که از دوستان خوبم نیز هست میخواهم این بخش را در وبلاگم شروع کنم.
نیکولای کراشین از هنرمندان برتر نقاشی و کاریکاتور این کشور است وی غالب فعالیتهایش را در برپایی نمایشگاههای انفرادی در زمینه نقاشی متمرکز داشته و گاها نیز در جشنواره های کاریکاتور جهان شاهد آثاری از او نیز هستیم .وی متولد سال 1953 درمسکو روسیه است و تحصیلاتش را در آکادمی ملی هنر روسیه که بعدها بنام (وی.آی .سوریکوف )شهرت یافت و در سال 1987 به پایان رساند.وی یکی از اعضای انجمن معتبر هنرمندان جوان روسیه است. منتقدان وی را یکی از هنرمندان بزرگ و صاحب سبک این کشور میدانند،و آثار وی را همپای هنرمندان برجسته تاریخ هنر نقاشی جهان می شناسند. سبک اجرا و موضوعات انتخابی او در دنیای کاریکاتور نیز ویژه است ،با رجوع به کتابهای دوره های پیشین دوسالانه ایران میتوانید آثار زیبا ومنحصر به فرد ایشان را ببینید.وی غالب آثارش را بوسیله تکنیک های چاپ دستی(کالکوگرافی) اجرا میکند و از این بین شیوه های مختلف آکوافورته که از مشکلترین شیوه های اجرایی چاپ است را برای اجرای غالب کارتونهایش انتخاب کرده است. فضا های سیاه کارتون های وی که غالبا پوشیده از هاشورها و لکه های تیره است از طرفی بیانگر حس وحال سوژه های اوست واز سوی دیگر ابزاری مناسب برای نفوذ و تاثیر هر چه بیشتر سوژه های وی بر روی مخاطبان آثار اوست.فانتزی وترکیب عناصر وفرم در آثار نیکولای بیشتر یادآور آثار هنرمندان اکسپرسیونیسم است این ادعا را میشود در شیوه های هاشور زدن و فضای معترض و تنگ و تاریک آثارش یافت،از طرفی پرداختن و به کار گیری سمبولها بخصوص سمبولهای شخصی و سمبولهای ملی وکهن روسیه از ویژگی های برتر هنر شناختی اوست.درباره این هنرمند بسیار نکته هاست که می باید به آن اشاره کرد که در این پست سعی شد به تعدادی از این ویژگی ها اشاره شود.در زیر تعدادی از آثار وی را میبینید.




چند روزیست که حال وحس درست وحسابی ندارم یعنی از زمانی که محمود نظری دوست خوبم خبر فوت محسن رسول اف دوستی خوب وهنرمندمان را به من داد.از این خبر شوکه شدم واقعا باورم نمی شد ولی افسوس که حقیقت داشت.محسن رو از سال 80 می شناختم، زمانی که در جشنواره شهروندی کاشان حضور داشتیم.محسن جوانی پر شور و خلاق بود و اثری را که در این جشنواره ارائه داده بود باعث شد همیشه او را بخاطر داشته باشم،اثری که در فضای خاص نقاشی کودکان وام گرفته بود و در عین سادگی دارای مفاهیم عمیق بود.محسن اهل شیراز بود و مثل تمامی دوستان دیگر شیرازی ام صفای باطن و زلالی خاطرش مثال زدنی بود.در آن زمان قرار بود برای ادامه تحصیلاتش به کشور انگلستان سفر کند ،بعد از آن روزهای حضور در کاشان و در طول اقامتش در انگلستان همواره از طریق اینترنت با هم در ارتباط بودیم،محسن در دوستی بسیار مهربان و وفادار بود حتی دوری از مرزهای ایران ذره ای از مهر او نکاسته بود.بعد از بازگشتش به ایران میهن عزیزمان چندین بار او را دیدم ولی هر بار که بعد از مدتی او را میدیدم او رشد بیشتری کرده بود و بدلیل اینکه ما مشترکا در زمینه عکاسی هم فعال بودیم این اواخر بیشتر ملاقاتمان در اختتامیه های جشنواره های عکس بود.محسن حالا یک عکاس حرفه ای شده بود و در پروژه های بزرگ و با کارگردانان معتبرسینمای ایران چندین فیلم سینمایی را به عنوان عکاس حضور داشته بود.یکی دو هفته پیش هم که از طرف جشنواره عکس کودک برای دریافت جایز ه ام به تهران دعوت شده بودم او با من تماس گرفت و قراری را برای دیدار مان تنظیم کردیم و بدلیل اینکه پرواز من دیروقت بود نمی شد که همدیگر رو ببینیم.محسن از من خواست که یکی از آثارم رو به او هدیه کنم و من هم به قول داده بودم که اینکار راخواهم کرد.به هر صورت در چند روزی که به تهران آمده بودم هر بار به دلیلی نتوانستم او را ببینم .تا روز آخری که داشتم به اهواز برمی گشتم ساعت 11:38 ظهر بود که محسن با من تماس گرفت و از اینکه نتوانستیم با هم ملاقاتی داشته باشیم ناراحت بود و به من گفت که در سالن انتظار پرواز قرقیزستان است و تا لحظاتی دیگر ایران را ترک خواهد کرد.نمی دانستم که این آخرین تماس ماست.ای کاش می شد آینده را دید و اورا از رفتن منع میکردم ولی افسوس که انسان را در عصر حاضر این توانایی را نیست.حال که محسن دیگر نیست بارها با تلفن همراهش تماس گرفتم ولی به جز پیغام خاموش بودن تلفنش چیزی نشنیدم.اثری را که در زیر میبینید را به محسن رسول اف بخاطر همه خوبیهایش تقدیم می کنم کلیه حقوق مادی و معنوی اش را هم به ایشان تقدیم میکنم .محسن عزیز دلم برای سادگی و مهربانیهایت تنگ میشود.روحت بلند مرتبه وجاویدان باد.
این عکس رو توی آتلیه یکی از دوستانم گرفتم .و به پیشنهاد خودم توی وبلاگم گذاشتم.واسه اینکه اسمی برای این پست انتخاب کنم ذهنم به جایی جز مصاحبه معروف جناب آقای شجاعی طباطبایی و کوزوبوکین قد نداد.شاید کوتاه ترین مصاحبه جهان همین بود .من کوزویوکین هستم با یک سیگار.

کتاب هشتمین دوره جشنواره کیوتو ژاپن بدستم رسید در بررسی نکات برجسته این کتاب باید به چند نکته اشاره کنم :
اول برنده شدن من در این جشنواره !!
دوم کیفیت کم نظیر چاپ وصحافی این کتاب در 150 صفحه
سوم چاپ تصویر وبیو گرافی مختصر تمامی هنرمندان شرکت کننده در بالای صفحات کتاب.
چهارم موضوع عجیب این جشنواره:(زمانی برای از دست دادن نیست )حمایت از پروتکل کیوتوبرای جلوگیری از عوامل گرم کننده زمین
پنجم حضور پر رنگ مطبوعات مشهور و معتبر ژاپن به عنوان حامیان این جشنواره، مطبوعاتی چون یومییوری شیمبون،آساهی نیوز،ماینیچی نیوز،جیجی پرس،کیودو نیوز، کیوتو شیمبون و ...
لیست برندگان این جشنواره به شرح زیر است:
جایزه طلا
Martin Honeysett-u.k
جایزه نقره
Ashmarin Stanislav –Russia
جایزه برنز
شاهرخ حیدری-ایران
Ross thamson-u.k
Pawel kuczynski-poland
در پایان این مطلب آرزو دارم که روزی مطبوعات ما نیز به اهمیت واقعی کارتون واقف شوند و در بر پایی جشنواره ها و فعالیت هنری و فرهنگی بخصوص در بخش کارتون و کاریکاتور حامیان ما باشند.

چند روزی است که منتظر رسیدن چند مرسوله پستی جدیدم .به اداره پست زنگ میزنم و سراغی از بسته های رسیده جدید به صندوق پستی ام را میگیرم متصدی پست از چند بسته رسیده جدید خبر میدهد.با خوشحالی به سمت اداره پست میروم . بادیدن سه بسته همشکل جا میخورم ووقتی متوجه میشوم که هر سه از کشور چین آمده است تعجبم دوچندان میشود ،بی اختیار بیاد افتتاحیه و اختتامیه المپیک بیجینگ می افتم مثل اینکه به تازگی چینی ها غافلگیر کردن جهانیان را در همه عرصه ها بدست گرفته اند!!!
توی همین احوالاتم که صدای متصدی پست که گویا صاحب برادری هنرمند است از من درخواست میکند که یکی از بسته ها را به او بدهم،در آن وضعیت قبول کرده ویکی از بسته ها را به میدهم نکته جالب توجه این است برادر هنرمند ایشان خوشنویس است!القصه در این بسته یک کتاب مربوط به جشنواره جوانگزی به همراه یک عدد سی دی. یک بروشور که حاوی آثار برتر باموضوع جنبی این جشنواره یعنی موضوع المپیک پکن نیز در این بسته پستی ارسال شده. کتاب این دوره جوانگزی 2007 با 237 صفحه وجلد سخت از کیفیت مطلوبی برخوردار بوده و تقریبا از هر هنرمندی 3-5 اثر به چاپ رسیده است.در آخر کلام باید از حُسن تیراژ ارسالی چینی ها تشکر کنم و آرزو کنم که هر چه زودتر کاتالوگ دوسالانه کاریکاتور ما هم چاپ شود .
|
|