<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>تنها تصویر است که میماند</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 03 Oct 2009 18:05:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>ساتیـــــــریکون ایرانـــــی</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;IMG src=&quot;http://a.imagehost.org/0142/IMG_4871.jpg&quot;&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;META name=ProgId content=Word.Document&gt;
&lt;META name=Generator content=&quot;Microsoft Word 11&quot;&gt;
&lt;META name=Originator content=&quot;Microsoft Word 11&quot;&gt;&lt;LINK rel=File-List href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\user-4\LOCALS~1\Temp\msohtml1\01\clip_filelist.xml&quot;&gt;
&lt;STYLE&gt;/*&lt;![CDATA[*/
&lt;!--
 /* Font Definitions */
 @font-face
	{font-family:Calibri;
	mso-font-alt:Arial;
	mso-font-charset:0;
	mso-generic-font-family:swiss;
	mso-font-pitch:variable;
	mso-font-signature:-520092929 1073786111 9 0 415 0;}
 /* Style Definitions */
 p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal
	{mso-style-parent:&quot;&quot;;
	margin-top:0cm;
	margin-right:0cm;
	margin-bottom:10.0pt;
	margin-left:0cm;
	text-align:right;
	line-height:115%;
	mso-pagination:widow-orphan;
	direction:rtl;
	unicode-bidi:embed;
	font-size:11.0pt;
	font-family:Calibri;
	mso-fareast-font-family:Calibri;
	mso-bidi-font-family:Arial;
	mso-bidi-language:FA;}
@page Section1
	{size:595.3pt 841.9pt;
	margin:72.0pt 72.0pt 72.0pt 72.0pt;
	mso-header-margin:35.4pt;
	mso-footer-margin:35.4pt;
	mso-paper-source:0;
	mso-gutter-direction:rtl;}
div.Section1
	{page:Section1;}
--&gt;
/*]]&gt;*/&lt;/STYLE&gt;
&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot; lang=AR-SA&gt;کسب تجربه های ریز و درشت در زندگی انسانهاو در شرایط مختلف ،چه تجربه های تلخ وچه شیرین سازنده و پیشرفت به سوی تعالی را بدنبال داشته و دارد .سفر را به جد یکی از بهترین موقعیت های کشف شهودو تجربه های سازنده زندگی انسانها میدانم.اصولا سفر را از ابتدای شروعش عجیب، آموزنده وجدی میدانم به این معنی که در&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ابتدای سفر هرآن چه از نظرم میگذرد بر خود واجب میبینم که به نوعی جذاب و دقیق تر آنرا مشاهده کنم .باور دارم که حتی ظریف ترین موضوعات ومسائل پیرامونم از در این هنگام به صورتی دیگر با من سخن میگویند.در این میان سفرهای کاری را بیشتر دوست دارم چرا که محفل دوستان همفکر و هم رای را نیز شامل میگردد.بعد از ظهر یک روز زمستانی است که متوجه تماس یکی از بهترین انسانهای روزگار که رفتار و کردارش به چشمه های جاری کوهستانها پهلو میزند شدم ... سلام عباس جون حالت چطوره خوبی؟....باشه به روی چشم باعث افتخار ماست.....و بعد از کلی حرف زدن در مورد مسائل مختلف حرفه ای مان سرانجام دعوت عباس ناصری عزیز ، یعنی همان مسئولیت&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;داوری اولین جشنواره شورای شهر بجنورد را میپذیرم .و در یکبعد ازظهر تابستانی سفرم آغاز میشود .از اهواز به سمت تهران میروم . پروازم به دلیل نا معلوم وغیر قابل توضیح به مسافران تاخیر دارد در این شرایط بهترین کار ممکن را دیدن تیتر بعضی از روزنامه ومجلاتی که هرگز نخریدمشان میکنم و فکر یافتن یک همسفر خوب برای سفر کوتاه خود در سرم می افتد.مثل اینکه بخت با من یار است! همسفری که کنارم نشسته است پیمانکاری یکی از پروژه های دریایی شرکت حفاری است و در طول 55دقیقه سفرمان فراوان در باره مسائل و مشکلات کارش در شرایط مختلف جوی سخن میگوید ومن در پایان لیسانس پیمانکاری چاههای متحرک نفت در دریا را دریافت میکنم و در همان کوزه ای که سالانه هزاران مدرک دیگر این چنینی وآنچنانی از بغلش آب مینوشند میگذارم .از زمان حرکتم به سمت فرودگاه اهواز 7-8 ساعتی میگذرد وبرای تنظیم ساعتم به وقت محلی بدنبال ساعت دیواری فرودگاه میگردم که ناگهان صدای متصدیان تاکسی فرودگاه آنهم با زبان شیرین پارسی مر ا به خود می آورد ...تاکسی فرودگاه ارزون تر از بیرون آقا ..خانم..ت.. !؟ &lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;تازه متوجه میشوم که ساعت 3 صبح فرداست و به لطف دوستان خطوط هواپیمایی کشور تازه به تهران رسیده ام و در این شرایط زمانی نه میتوانم به دنبال هتلی باشم و نه زمانی تا پرواز بعدی ام مانده است ،به ناچار میهمان همان دوستان پر مهر میشوم وشب دل انگیزی را در فرودگاه مهرآباد سر میکنم .با محمود نظری دوست خوبم تماس میگیرم .بعد از شنیدن چند بوق کوتاه صدای خواب آلود محمود که میگوید خواب نبوده و الان در راه تهران است و میهمان خطوط زمینی است .تنهایی خود را با سکوت شب فرودگاه تهران و اشعار فدریکو گارسیا لورکا ترجمه یغما گلرویی تقسیم میکنم و هر چه بیشتر میخوانم دلم بخاطر ندانستن زبان اسپانیایی میسوزد و به روح احمد شاملو درود می فرستم که پاچین سنبله اش دیگردر ادبیات ترجمه ای مان گسترده نیست . .بر طبق یک تصور کودکانه معتقدم دود سیگار خورشید را از خواب بیدار میکند.&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;به همین منظور بارها و بارها از گیت فرودگاه رد میشوم تا کمی هوای تازه محیط&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;بازبیرون فرودگاه&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;را بادود سیگار تلفیق کنم و به این طریق &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;شاید زمان را گذرانده باشم وشاید هم تصور کودکانه ام راهی به سوی تحقق یافتن بیابد.محمود با یک کلاه قهوه ای دوان دوان میرسد و بعد از احوالپرسی وسایلش را به من میسپارد وبرای انجام کاری&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;دوان دوان دور میشود .ابولفضل محترمی محمود نظری ومن سرانجام صبح همان روز سوار اتوبوس حمل کننده مسافران پرواز بجنورد میشویم .چون تصور میکنم که بزودی باید پیاده شویم از نشستن بروی صندلی های اتوبوس درون محوطه فرودگاه خودداری میکنم ،مسافران دیگر هم با نگاهی تعجب برانگیزی که به تعبیری نگاه عاقل اندر سفیه است به من می نگرند.اتوبوس حرکت میکند و من ،ابوالفضل و محمود بذله گویی می کنیم و هر جنبنده ای در پیرامون خود را سوژه میکنیم اما انگار اتوبوس را اشتباها سوار شدیم گویی به شکلی تصادفی همراه مسافران تور مهرآباد گردی هستیم قریب به 20 دقیقه طول فرودگاه مهرآباد را طی میکنیم جدای از تحمل وزن خود وتکانهای اتوبوس&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;،کافی بود تنها از پنجره اتوبوس به فضای بیرونی نگاهی بیندازی تا تاریخ صنعت هوایی جهان راببینی البته در مسیری که&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;اتوبوسمان میرفت تاریخ به عقب بر میگشت واز هواپیماهای چند موتوره به هواپیماههای چند ملخه ! میرسیدیم .ناگهان انگار که یکی از آشنایان قیمی را دیده باشیم اول خوشحال میشویم..... اه ..اه..جیمبببببببببببببببببببو ،درسته دقیقا همان شخصیت کارتونی جیمبو بودکه سالهاست در استخدام هواپیمایی ماست و ما نمی دانستیم،شادی وبذله گوییمان با کند شدن حرکت اتوبوس به &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;دلهره وترس تبدیل میشود.سرانجام اتوبوس می ایستد و مارا روبروی جیمبو که اینبار دیگر نه دوستانه است ونه یادآور کارتونهاوخاطرات&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;شیرین کودکی است.بعد از پرسیدن کلیه نکات ایمنی از مهندس پرواز کمی آرام تر میشوم وسوار میشوم وضعیت محمود و ابوالفضل بهتر از من است چرا که آنها قبلا چنین پروازی را در سفر یاسوج تجربه کرده اند.به هر طریق هواپیما با ارتفاع حدودا 17 هزار پا از سطح دریا اوج میگیرد و من از روی ترس مداوم سوژه های مختلفی که&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;در رابطه با هواپیما به ذهنم خطور میکند را در دفتر همراهم اتود میکنم هواپیما 35-40 نفر سرنشین داردو بعضی از صندلی نیز خالیست ،هواپیما حدودا تا 300 متری زمین پائین امده است و به شکل واضحی میتوان مناظر روستاهای کوهپایه ای اطراف بجنورد را مشاهده کرد بعد از یک ساعت ونیم سرانجام به بجنور میرسیم.عباس ناصری وحامد عزیز منتظرمان هستند بعد از چاق سلامتی و صرف سیگار سوار تاکسی میشویم و به منظور معارفه خدمت مسئولین شورای شهر رفته&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;وبعد از معارفه و طرح مسائلی در خصوص جشنواره راهی محل اقامتمان میشویم عباس نهایت تلاشش را برای مهمان نوازی بروز میدهد .مهمانسرادر مکانی کوهستانی وبسیار با صفاست &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;محیط محل اقامت به شکل سنتی تزیین شده است نهار را در شرایط ویژه ای که از هر طرفما ن آب میریزد میل میکنیم&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ومن طرز&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;احیای فندکهای نوع &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;zippo&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot; lang=AR-SA&gt;را خدمت دوستان توضیح میدهم &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;عباس که خیلی خوشحال میشود بقیه را نمی دانم .کمی بعدتر از بعد از ظهر داوری آثار رسیده که از طریق پست الکترونیک و &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;غیر الکترونیک ارسال شده را شروع میکنیم ،سطح کیفی آثار به نسبت بسیاری از جشنواره های مشابه دیگر کیفی تر است! حضور&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;آثار هنرمندانی در بین آثار رسیده دبیرخانه جشنواره&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;که کمتر به جشنواره هااهمیت میدهند و یا لااقل جشنواره ای نیستند برایم جالب است خصوصا اینکه آثار جدیدی از این هنرمندان&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;راشاهد هستیم ،بعد از داوری اولیه&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;وحذف برخی آثار که به لحاظ موضوعی غیر مرتبت ویا از حیث اجرا وتکنیک در بیان موضوع مرتبت با جشنوارهشورای شهر بجنورد ضعیف هستند نهایتا به 100 اثر نهایی دست می یابیم و با بحث وگفتگو در باره آثاری که باید&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;برای نمایشگاه انتخاب &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;شوند نهایتا 60 اثر را برای حضور در نمایشگاه انتخاب میکنیم و در مرحله بعد ی به داوری آثار برگزیده وتعیین برندگان میکنیم و بعد از مشخص شدن نتایج &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;بدلیل دوری مسافت برندگان با ایشان تماس گرفتیم که برخی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ازدوستان بدلیل مشغله های متفاوت عذر خود را&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;از حضور در اختتامیه جشنواره میخواهند.فردای روز اول پرداختن به&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;برنامه های تفریحی که عباس عزیزبه شکل صمیمانه ای&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;تدارک دیده است میرویم . بازدیداز روستای روئین وتهیه نهاری که از قبل خانواده محترم عباس تدارک دید ه اند میکنیم .گفتنی است که تمام شناخت قبلی من از بجنورد، خاطرات دوران سربازی پدرم وحضور ایشان در ژاندارمری&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;منطقه روئین در زمان قبل از انقلاب برمیگردد، از این رواین منطقه برایم نوستالوژی خاصی دارد خصوصا اینکه ایشان (پدرم)خاطرات رومانتیکی از...این &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;منطقه دارند! بعد از ظهر روز دوم (همان روز)به سمت بجنورد حرکت میکنیم و در بین راه تصمیم میگیریم که مکان اقامتمان را به درون شهر منتقل کنیم که عباس عزیز با وجود تمامی مشکلات این کار تنها بهترین هتل این شهر را!؟برایمان رزرو میکند وقرار میشود برندگان این جشنواره هم به همین هتل تشریف بیاورند .فردای روز دوم اکبر تراب پور از فرزندان نیک همدان و نفر اول همین جشنواره به محل هتل میرسد .اکبر که در انیمیشن &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;2D&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-FAMILY: Arial&quot; lang=AR-SA&gt;ید طولایی دارد ما را به میهمانی آثار انیمیشن خویش دعوت&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;میکند ،من که خوشحال شدم عباس را نمی دانم ! بعد از ظهر روز سوم مراسم اختتامیه در یک هوای بسیار مطبوع و در فضای باز یکی از اماکن فرهنگی بجنورد و با استقبال اهالی هنر دوست این شهر برگزار شد و بعد از تشریفات اولیه و اجرای موسیقی زنده آنم از نوع پاپ سنتی !جوایز به برندگان ویا نمایندگان آنان اهدا میگردد .در پایان اختتامیه هم کلی عکس یادگاری میگیریم ومن ،محمود وابوالفضل عزیز برای بازدید از کلاس کاریکاتور هنرجوبان این مرکز به سر یکی از کلاسها میرویم ،ودرباره روشهای سوژه یابی و نکاتی پیرامون&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;هنر کاریکاتور سخن میگوییم.شب هم بعد ازخوردن اکبر البته از نوع جوجه اش به هتل بر میگردیم و در بین راه اشعار نغز پدرو پدر بزرگ یکی از دوستان شاعر عباس را میشنویم ! شب عباس وبقیه بدلیل دانستن رمزهای بازی &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;پلی استیشن غیب میشوند! و من و ابوالفضل چون به بازی جوانمردانه معتقدیم در هتل میمانیم و &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;در انتظار ایشان خوابمان می برد ،فردای روز سوم کابوس جیمبو سراغمان می آید و با ترس به سمت فرودگاه حرکت میکنیم .عباس وحامد عزیز هم برای بدرقه و به همراه&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;کلی سوغاتی به فرودگاه آمده اند .برای دور شدن از شهر رویا های بر باد رفته پدرم!و سوار شدن به هواپیما نیم ساعت وقت باقی است که این نیم ساعت هم به خداحافظی با عباس ناصری ، دریافت بلوتوث از اکبرسرزدن به دستشویی فرودگاه میگذرد با وارد شدن به اتاق انتظار فرودگاه به یکباره تنها میشویم و سکوتی هولناک مارا فرا میگیرد.از یک رو پرواز با جیمبو واز سویی دیگر دل کندن از خاطرات وتجربیات تازه و محبتهای بسیار عباس و دوستانش.به همراه لبخند همان مهندس پرواز قبلی و یک شبهه میهماندار سوار هواپیما میشویم واز روی بی حوصلگی و دمقی کارت راهنمایی هواپیما را از پاکت پشتی صندلی جلویی بر میدارم همه مطالب تکراری را یک بار دیگر می خوانم ،ناگهان چشمم به نکته ای میخورد که با نشان دادن آن به بقیه دوستان از خند ه روده بر میشویم ،و بدلیل اینکه بدست آوردن این شادی برایم گران تمام شد نمی خواهم در باره اش توضیح دهم .خودتان تشریف فرمایی به شهر بجنورد کارت هواپیما را بخوانید.وقتی هواپیما اوج میگیرد عباس و حامد را میبینم که زیر یک درخت و در محیط &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;بیرونی فرودگاه بجنورد نشسته اند تا حسابی مارا بدرقه کرده باشند!با اوج گرفتن و کوچک شدن تصویر عباس وحامد دلمان نیز برایشان تنگتر میشود.با توجه به اینکه حدودا 15 روز قبل از آمدن به بجنورد برای شرکت در مراسم اهدای جوایز جشنواره ساتیریکون به کشور لهستان سفر کرده بودم ،نوع برنامه ریزی و صمیمیت در اجرای این جشنواره را شبیه به ساتیریکون دیدم و باور کنید لذت این سفر را کمتر از سفر به ساتیریکون ندیدم چرا که این یکی&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;ساتیریکونی از جنس ایرانی بود .از بجنورد دورمی شویم و حسرت سئوالی را که از عباس نپرسیدم در دلم می ماند ،راستی عباس اسم اون منطقه ای که قبلا محل تفرجگاه بچه ها بود چی بود؟! با این پرسش بزرگ شهری را که بدلیل موقعیت جغرافیایی اش از حیث پراکندگی جمعیت&lt;SPAN&gt;  &lt;/SPAN&gt;، ساکنان ترک،کرد ونژاد پارسی کهنش یکسان است را ترک میکنیم &lt;SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;.همه آنهایی که میدانند سر کله زدن با مسئولین شهرهای کوچک برای دریافت اندک بودجه ای به منظور انجام فعالیت های هنری چقدر دشوار است به همت امثال عباس ناصری درود میفرستند .با وجود کمترین امکانات اجرای یک جشنواره هنری با کیفیت کاریست بسیار دشوار و در مواقعی غیر ممکن .امیدوارم که با درایت مسئولین هنر دوست بجنورد باز هم شاهد برگزاری جشنواره هایی از این دست باشیم.چرا که یک شهر متمدن و پیشرفته در درجه نخست می باید فرهنگ وهنر متمدن وپیشرویی داشته باشد .در اخر این مطلب بلند ضمن تشکر از طبع لطیف و حوصله بی کران شما خواننده گرامی به هنرمندان مدیران فعال و دلسوزو فرهنگ ساز این مرزوبوم خاصه شهرهای کوچک ایران زمین درود میفرستم. &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify; DIRECTION: rtl&quot; dir=rtl align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;برگزیدگان جشنواره:&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;http://irancartoon.ir/news/archives/2009/07/post_2521.php&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;منتخب آثار جشنواره کاریکاتور بجنورد:&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SUP&gt;&lt;FONT size=5&gt;http://www.irancartoon.ir/gallery/album275&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SUP&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 03 Oct 2009 18:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>میروسلاو بارتاک</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;7&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://www.tabrizcartoons.com/store/humorest08K.jpg&quot; style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot; /&gt;&lt;/font&gt;&lt;br style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot; /&gt;&lt;br style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot; /&gt;

&lt;/div&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif; text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;7&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%; color: black;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;در دنیای کارتون&lt;span&gt; &lt;/span&gt;امروز دیدن آثار
بزرگان کارتون آنهم در جشنواره های بین المللی کارتون&lt;span&gt; &lt;/span&gt;روز به روز و به دلایل مختلفی رو به انقراض است
.آثار بزرگانی چون سرگئی تونین،یان باربو،ایوان هارامیا،وبسیاری از هنرمندان حرفه
ای دنیای کارتون را دیگر براحتی نمی شود در عرصه جشنواره ها دید،تنها یکی دو
جشنواره بین المللی با سابقه اند که بعد از این سالها هنوز هم شاهد آثار این
هنرمندانند مسابقاتی مانند( سینت ژست لیمارتل-فرانسه)،(گابروو-بلغارستان
)،(تولنتینو-ایتالیا)،(ساتیریکون &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%; color: black;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;–&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%; color: black;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;لهستان)از آن جمله اند
.شاید یکی از دلایل مهم عدم شرکت این هنرمندان در جشنواره ها و فعالیت در عرصه های
دیگر همچون مطبوعات ،تصویرسازی های تبلیغاتی و انجام پروژه های از این دست باشد.در
این میان دیدن آثار هنرمندانی چون میرسلاو بارتاک و حضور او در جشنواره های بین
المللی کارتون امروز یک امر غیر منتظره و شاید دور از انتظار است .میرسلاو بارتاک
اخیرا و بعد از سالها در &lt;/span&gt;&lt;span class=&quot;style71&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%; color: black;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;هفتمين
دوسالانه بين المللي كارتون هيومرست &lt;span&gt; &lt;/span&gt;2008بادریافت
جایزه اول &lt;span&gt; &lt;/span&gt;این مسابقه حضور&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 12pt; line-height: 115%;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
خود را در جشنواره ها ی کارتون مطرح کرد.بنده به شخصه این را یک اتفاق ارزشمند
میدانم و امیدوارم که شاهد از این گونه اتفاقات باشیم.&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;

&lt;br style=&quot;font-family: arial,helvetica,sans-serif;&quot; /&gt;&lt;/div&gt;
</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 18:29:51 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اندر احوال بی حوصلگی</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i37.tinypic.com/11l4qc2.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;از زمانی که وبلاگم رو راه اندازی کردم&lt;span&gt; &lt;/span&gt;قصد نداشتم که کارتون و یا کاریکاتورهای شخصی
ام رو به نمایش بگذارم ولی با وجود اینکه این روزها غالب اخبار کارتون تنها به
برگزاری جشنواره های کیلویی اینترنتی و با پشتوانه نا معلوم است تصمیم گرفتم که
حداقل برای گذاشتن پست جدید در وبلاگم از بعضی از آثار م رو به نمایش بگذارم .در
بالای این متن تصویر کاریکاتور چهره همفری بوگارت و در&lt;span&gt; &lt;/span&gt;زیر چند تا از تصویر سازی های تبلیغاتی ام&lt;span&gt; &lt;/span&gt;رو به نمایش گداشتم.امیدوارم مفید فایده باشه!&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;img src=&quot;http://i37.tinypic.com/358t093.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i37.tinypic.com/2dai1sm.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot;&gt;&lt;img src=&quot;http://i34.tinypic.com/qxrpk0.jpg&quot; /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-family: &quot;Arial&quot;,&quot;sans-serif&quot;;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 18:22:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>این داستان واقعی است!</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/2ngzujl.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;گاهی اوقات با شرکت در جشنواره ها و فعالیت های هنری به نتیجه کاری که میکنیم چندان فکر نمی کنیم و فقط پیرو سیاست جشنواره و یا سایت و سازمان برگزار کننده خاص این گونه رقابت ها میشویم .امروزه با ازدیاد جشنواره ها کارتون و کاریکاتور در جهان ،سایت ها ،اشخاص و سازمانهایی نیز هستند که در این میان از شرکت کنندگان مشتاق خود به نوعی سوء استفاده میکنند.مطمئنا تمامی ما با انواع این جشنواره ها روبرو شده ایم وهر کداممان حداقل یک بار صابون اینگونه جشنواره ها به تنمان خورد ه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در سال معمولا بین 60تا80 جشنواره ثابت برگزار میشود که در بعضی از سالها هم شاهد برگزاری بیش از 150 جشنواره بین المللی و داخلی هستیم ولی از میان چند جشنواره هستند که متعهدانه به شرایط اعلام شده در فرم شرکت خود عمل میکنند؟ &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;واقعا هیچ تضمینی برای رعایت حقوق شرکت کنندگان نیست. در واقع نبود یک سازمان ناظر بر فعالیت های جشنواره ها باعث هرج ومرج نسبی حاکم بر این جشنواره هامیشود .ما برای شناسایی و معرفی آثار تکراری جشنواره ها سایت راه اندازی میکنیم ولی برای نظارت دقیق بر عملکرد جشنواره ها هیچ فعالیتی نکرده ایم .واقعا روز بروز وضع بدتر و بدتر میشود و همچنان شاهد قانون شکنی این جشنواره ها هستیم.نفرستادن جایزه برندگان ،عدم چاپ کتاب جشنواره،عدم بازگشت آثار در صورت تعهد،وضع مفتضح وبسیار نازل برپایی نمایشگاه برخی از این جشنواره ها و بسیار ی از موارد دیگر که به وضوح رعایت نمیشود.با پیشرفت تکنولوژی و همه گیر شدن شبکه اینترنت در جهان امروز، راه را برای بر پایی جشنواره ها کارتون توسط افراد بعضا سود جو هموار کرده است،فقط کافی است مقداری از پس از انداز خود را خرج جوایز و ارسال لوح های برندگان جوایز جشنواره اش کند و وقتی را هم صرف طراحی و ارسال  فرم شرکت جشنواره کند که آن هم امروزه از طریق اینترنت انجام میشود، البته داشتن یک پرینتر سایز اداری هم که امروزه در هر خانه ای یافت میشود هم لازم است،بالاخره باید لوح برندگان را پرینت کرد!بسیار کاریکاتوریست های را میشناسیم که با حداقل استعداد و جایگاه هنری با راه انداختن یک همچین جشنواره ای آن هم به اسم خود! سری کاذب در میان سر ها بر آورده اند!وقتی به سوابق و آثار این افراد نگاه میکنی هیچ چیز به جز چند داوری آن هم در جشنواره خودش نمیبینی !! وجود این عوامل به دنیا هنر کارتون ضربه های مهلک وارد کرده است. چه بسیار کارتونیست تازه کار و کم تجربه که با پر کردن سوابق کاری خود با جوایز این گونه جشنواره ها  دیگرخدا را بنده نیستند،نکته اینجاست که در بسیاری از این موارد کارتونیست جوان متاسفانه متوجه آینده  هنری خود نیست و این عوامل باعث میشود که هنرش در نطفه خفه گردد و با غرور کاذبی که او را فرا گرفته است، دیگر نصیحت و راهنمایی افراد با تجربه تر را نپذیردو همچنان در جهل مرکب خویش بماند! اینگونه افراد را درشهرهای کوچکتر بیشتر میتوان یافت .متاسفانه جو وفضای شهرستانها بستر مناسبتری برای رشد اینگونه موارد است ،چراکه در این گونه شهرها معمولا نشریات تخصصی را کمتر میابی واز طرفی هم افراد این گونه جوامع به دلیل نداشتن اطلاعات وشناخت کافی از هنر کارتون با تعریف تمجید ها ومجیز گویی ها باعت میشوند که این هنرمندان به مشکلاتی بر خورند.معمولا این تمجیدها از این هنرمندان کم تجربه قله های دست نیافتنی می سازد که حتی خود آن هنرمندان نیز از صعود این قله ها عاجز میمانند ،در این شرایط معمولا هنرمندان جوان ذکر شده تلاش بسیاری میکنند تا اندازه آن چیزی شوند که دیگران از آنها انتظار دارند ولی غالب آنها موفق به انجام این مهم نمی شوند و در یک چنین شرایطی دست به اعمالی میزنند که دور از هنر است و در نهایت سرخوردگی آنها را در پی دارد.کپی کاری یکی از آثار مخرب این عوامل است.من به چشم خویش بارها شاهد رشد  کاذب و در نهایت زمین خوردن چنین افرادی بوده ام..باور کنید این تنها مواردی کوچک از تاثیرات مخرب عدم نظارت بر عملکرد جشنواره هاست  که بر شمردم.من در اینجا از دوستان هنرمندم میخواهم که در این مورد نظرات خود را عنوان کرده تا به امید حق بتوانیم با همفکری یکدیگر از پس این مهم بر آییم.به عنوان پیشنهاد عرض میکنم که وجود و تاسیس یک گروه ویاسازمان ناظر که صرفا به فعالیت های جشنواره هارسیدگی کند الزامی ست . امتیاز و ستاره دادن به جشنواره ها یک تعارف است خود ما نیز میدانیم و دیده ایم که ستاره های بسیار آسمان برخی از این جشنواره ها هرگزسر پوشی بر  تخطی و سهل انگاری آنان در برگزاری دقیق وزمان مند جشنواره شان نبوده است وباوجود اینهمه تبلیغات همگان شاهد خلف وعده این جشنواره های  داخلی وخارجی بوده اند .دنیای کارتون امروز برای رشد وتعالی نیاز به همت و درایت بیشتری دارد.باید تعارفات و رو دربایستی ها را کنار گذاشت. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 11:33:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نیکولای کراشین</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i38.tinypic.com/2dha7iq.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;مدتی است که قصد دارم معرفی هنرمندان عرصه کارتون را در وبلاگم داشته باشم .اینبار با یکی از هنرمندان روسیه که از دوستان خوبم نیز هست میخواهم این بخش را در وبلاگم شروع کنم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;B&gt;نیکولای کراشین &lt;/B&gt;از هنرمندان برتر نقاشی و کاریکاتور این کشور است وی غالب فعالیتهایش را در برپایی نمایشگاههای انفرادی در زمینه نقاشی متمرکز داشته و گاها نیز در جشنواره های کاریکاتور جهان شاهد آثاری از او نیز هستیم .وی متولد سال 1953 درمسکو روسیه است و تحصیلاتش را در آکادمی ملی هنر روسیه که بعدها بنام (وی.آی .سوریکوف )شهرت یافت و در سال 1987 به پایان رساند.وی یکی از اعضای انجمن معتبر هنرمندان جوان روسیه است.  منتقدان وی را یکی از هنرمندان بزرگ و صاحب سبک این کشور میدانند،و آثار وی را همپای هنرمندان برجسته تاریخ هنر نقاشی جهان می شناسند. سبک اجرا و موضوعات انتخابی او در دنیای کاریکاتور نیز ویژه است ،با رجوع به کتابهای دوره های پیشین دوسالانه ایران میتوانید آثار زیبا ومنحصر به فرد ایشان را ببینید.وی غالب آثارش را بوسیله تکنیک های چاپ دستی(کالکوگرافی) اجرا میکند و از این بین شیوه های مختلف  آکوافورته که از مشکلترین شیوه های اجرایی چاپ است را برای اجرای غالب کارتونهایش انتخاب کرده است. فضا های سیاه کارتون های وی که غالبا پوشیده از هاشورها و لکه های تیره است از طرفی بیانگر حس وحال سوژه های اوست واز سوی دیگر ابزاری مناسب برای نفوذ و تاثیر هر چه بیشتر سوژه های وی بر روی مخاطبان آثار اوست.فانتزی وترکیب عناصر وفرم در آثار نیکولای بیشتر یادآور آثار هنرمندان اکسپرسیونیسم است این ادعا را میشود در شیوه های هاشور زدن و فضای معترض و تنگ و تاریک آثارش یافت،از طرفی پرداختن و به کار گیری سمبولها بخصوص سمبولهای شخصی و سمبولهای ملی وکهن روسیه از ویژگی های برتر هنر شناختی اوست.درباره این هنرمند بسیار نکته هاست که می باید به آن اشاره کرد که در این پست سعی شد به تعدادی از این ویژگی  ها  اشاره شود.در زیر تعدادی از آثار وی را میبینید. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/50lldc.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/2ldv912.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/qzrvip.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i37.tinypic.com/29q18ut.jpg&quot; align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 11:31:17 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بالهای خسته هواپیمایی جان تو را ربود</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-7.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i35.tinypic.com/124zcao.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند روزیست که حال وحس درست وحسابی ندارم یعنی از زمانی که محمود نظری دوست خوبم خبر فوت محسن رسول اف دوستی خوب وهنرمندمان را به من داد.از این خبر شوکه شدم واقعا باورم نمی شد ولی افسوس که حقیقت داشت.محسن رو از سال 80 می شناختم، زمانی که در جشنواره شهروندی کاشان حضور داشتیم.محسن جوانی پر شور و خلاق بود و اثری را که در این جشنواره ارائه داده بود باعث شد همیشه او را بخاطر داشته باشم،اثری که در فضای خاص نقاشی کودکان وام گرفته بود و در عین سادگی دارای مفاهیم عمیق بود.محسن اهل شیراز بود و مثل تمامی دوستان دیگر شیرازی ام صفای باطن و زلالی خاطرش مثال زدنی بود.در آن زمان قرار بود برای ادامه تحصیلاتش  به کشور انگلستان سفر کند ،بعد از آن روزهای حضور در کاشان و در طول اقامتش در انگلستان همواره از طریق اینترنت با هم در ارتباط بودیم،محسن در دوستی بسیار مهربان و وفادار بود حتی دوری از مرزهای ایران ذره ای از مهر او نکاسته بود.بعد از بازگشتش به ایران میهن عزیزمان چندین بار او را دیدم ولی هر بار که بعد از مدتی او را میدیدم او رشد بیشتری کرده بود و بدلیل اینکه ما مشترکا در زمینه عکاسی هم فعال بودیم این اواخر بیشتر ملاقاتمان در اختتامیه های جشنواره های عکس بود.محسن حالا یک عکاس حرفه ای شده بود و در پروژه های بزرگ و با کارگردانان معتبرسینمای  ایران چندین فیلم سینمایی را به عنوان عکاس حضور داشته بود.یکی دو هفته پیش هم که از طرف جشنواره عکس کودک برای دریافت جایز ه ام به تهران دعوت شده بودم او با من تماس گرفت و قراری را برای دیدار مان تنظیم کردیم و بدلیل اینکه پرواز من دیروقت بود نمی شد که همدیگر رو ببینیم.محسن از من خواست که یکی از آثارم رو به او هدیه کنم و من هم به قول داده بودم که اینکار راخواهم کرد.به هر صورت در چند روزی که به تهران آمده بودم هر بار به دلیلی نتوانستم او را ببینم .تا روز آخری که داشتم به اهواز برمی گشتم ساعت 11:38  ظهر بود که محسن با من تماس گرفت و از اینکه نتوانستیم با هم ملاقاتی داشته باشیم ناراحت بود و به من گفت که در سالن انتظار پرواز قرقیزستان است و تا لحظاتی دیگر ایران را ترک خواهد کرد.نمی دانستم که این آخرین تماس ماست.ای کاش می شد آینده را دید و اورا از رفتن منع میکردم ولی افسوس که انسان را در عصر حاضر این توانایی را نیست.حال که محسن دیگر نیست بارها با تلفن همراهش تماس گرفتم ولی به جز پیغام خاموش بودن تلفنش چیزی نشنیدم.اثری را که در زیر میبینید را به محسن رسول اف بخاطر همه خوبیهایش تقدیم می کنم کلیه حقوق مادی و معنوی اش را هم به ایشان تقدیم میکنم .محسن عزیز دلم برای سادگی و مهربانیهایت تنگ میشود.روحت بلند مرتبه وجاویدان باد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 01 Sep 2008 11:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=7</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-7.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من شاهرخم بایک سیگار !!</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-6.aspx</link>
<description>&lt;IMG alt=&quot;من شاهرخم با یک سیگار !!!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i33.tinypic.com/2zio3l5.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این عکس رو توی آتلیه یکی از دوستانم گرفتم .و به پیشنهاد خودم توی وبلاگم گذاشتم.واسه اینکه اسمی برای این پست انتخاب کنم ذهنم به جایی جز مصاحبه معروف جناب آقای شجاعی طباطبایی و کوزوبوکین قد نداد.شاید کوتاه ترین مصاحبه جهان همین بود .من کوزویوکین هستم با یک سیگار.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 18:18:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=6</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-6.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کیوتو 2007</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-5.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://i34.tinypic.com/2meti4o.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کتاب هشتمین دوره جشنواره کیوتو ژاپن بدستم رسید در بررسی نکات برجسته این کتاب باید به چند نکته اشاره کنم :&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;اول برنده شدن من در این جشنواره !!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;دوم کیفیت کم نظیر چاپ وصحافی این کتاب در 150 صفحه &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;سوم چاپ تصویر وبیو گرافی مختصر تمامی هنرمندان شرکت کننده در بالای صفحات کتاب.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چهارم موضوع عجیب این جشنواره:(زمانی برای از دست دادن نیست )حمایت از پروتکل کیوتوبرای جلوگیری از عوامل گرم کننده زمین&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پنجم حضور پر رنگ مطبوعات مشهور و معتبر ژاپن به عنوان حامیان این جشنواره، مطبوعاتی چون یومییوری شیمبون،آساهی نیوز،ماینیچی نیوز،جیجی پرس،کیودو نیوز، کیوتو شیمبون و ...&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;لیست برندگان این جشنواره به شرح زیر است:&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جایزه طلا &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Martin Honeysett-u.k&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جایزه نقره&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Ashmarin Stanislav –Russia&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;جایزه برنز&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;شاهرخ حیدری-ایران&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Ross thamson-u.k&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;Pawel kuczynski-poland&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;در پایان این مطلب آرزو دارم که روزی مطبوعات ما نیز به اهمیت واقعی کارتون واقف شوند و در بر پایی جشنواره ها و فعالیت هنری و فرهنگی بخصوص در بخش کارتون و کاریکاتور حامیان ما باشند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 18:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=5</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-5.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هشتتبلکو!!!</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-4.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;هشتبلکو !!!!&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/308xvyu.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;چند روزی است که منتظر رسیدن چند مرسوله پستی جدیدم .به اداره پست زنگ میزنم و سراغی از بسته های رسیده  جدید به صندوق پستی ام را میگیرم متصدی پست از چند بسته  رسیده جدید خبر میدهد.با خوشحالی به سمت اداره پست میروم . بادیدن سه بسته همشکل جا میخورم ووقتی متوجه میشوم که هر سه از کشور چین آمده است تعجبم دوچندان میشود ،بی اختیار بیاد افتتاحیه و اختتامیه المپیک بیجینگ می افتم مثل اینکه به تازگی چینی ها غافلگیر کردن جهانیان را در همه عرصه ها بدست گرفته اند!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;توی همین احوالاتم که صدای متصدی پست که گویا صاحب برادری هنرمند است از من درخواست میکند که یکی از بسته ها را به او بدهم،در آن وضعیت قبول کرده ویکی از بسته ها را به میدهم نکته جالب توجه این است برادر هنرمند ایشان خوشنویس است!القصه در این بسته یک کتاب مربوط به جشنواره جوانگزی به همراه یک عدد سی دی. یک بروشور که حاوی آثار برتر  باموضوع جنبی  این جشنواره یعنی موضوع المپیک پکن نیز در این بسته پستی ارسال شده. کتاب این دوره جوانگزی 2007 با 237 صفحه وجلد سخت از کیفیت مطلوبی برخوردار بوده و   تقریبا از هر هنرمندی 3-5 اثر به چاپ رسیده است.در آخر کلام باید از حُسن تیراژ ارسالی چینی ها تشکر کنم و آرزو کنم که هر چه زودتر کاتالوگ دوسالانه کاریکاتور ما هم چاپ شود .&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 25 Aug 2008 17:39:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=4</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-4.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یکی بود ،یکی نبود!!!</title>
<link>http://sheedtoon.blogfa.com/post-3.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG alt=&quot;حیدر نجفی شهردار اسبق اهواز&quot; hspace=0 src=&quot;http://i36.tinypic.com/ezqxqo.jpg&quot; align=baseline border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;از زمان آغاز به کار سومین دوره شورای شهر اسلامی کلان شهر اهواز تا کنون که حدود ۱۵ ماه می گذرد، ۷ نفر به عنوان شهردار یا سرپرست بر کرسی سبز شهرداری تکیه زده اند که در میان آنها نجفی با ۷ماه طولانی ترین  دوره زمانی تصدی مدیریت شهرداری را برعهده داشته و اکنون شورای شهر هشتمین گزینه را برای تایید به وزارت کشور معرفی کرده است.با این حال فکر می کنم این داستان همچنان ادامه داشته باشد. البته برای پست گرفتن و پرکردن رزومه کاری برخی از مدیران کم بدک نیست ولی با تایید بودجه عمرانی ۴۷۳میلیاردی امسال(با کسر تعطیلات حدود۳۰۰ روزکاری،روزانه مبلغ بیش از۵/۱ میلیارد تومانی باید هزینه پروژه های عمرانی این کلان شهر شود)توسط شورای شهر، این اوضاع شهر ماست!!!&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تصویر بالا کاریکاتور چهره شهردار اسبق اهواز آقای مهندس حیدر نجفی یکی از رکورد داران مسند شهرداری در ۱۵ماه اخیر است که به سفارش یکی از نشریات محلی طراحی نموده ام ولی نکته جالب اینجاست که نشریه فوق این تصویر را زمانی به من سفارش داد که فکر می کرد شورای شهر قصد استیضاح و تعویض شهردار را دارد ولی با معلوم شدن عکس این قضیه، از چاپ کاریکاتور فوق شانه خالی کرد. برای من جالب است که این همان مطبوعاتی است که می گویند باید صادق و آزاداندیش باشند، جواب مطلب را به شما واگذار می کنم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 14 Aug 2008 13:21:56 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=sheedtoon&amp;postid=3</comments>
<dc:creator>sheedtoon</dc:creator>
<guid>http://sheedtoon.blogfa.com/post-3.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
